۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

جناب آقاي عظما! اين رو يادت باشه که خميني هم يکسال بعد از سر کشيدن جام زهر مُرد

آقاي فرزانه! فراموش نکن که خميني هم يکسال بعد از سر کشيدن جام زهر مُرد.اينو گفتم که بعدا نگي نگفتي! البته اگه غيرتي تو وجودت باقي مونده باشه.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

نافرماني مدني؛ با عدم رعايت پوشش دلخواه جمهوري اسلامي

با آغار فصل گرما و تغيير پوشش بانوان، جمهوري اسلامي در يک مسير دوراهي قرار گرفته است. راه انداختن مجدد گشت ارشاد که به طبع آن امکان شورش عمومي است و يا عدم برخورد که با موازين جمهوري اسلامي و فشر سنتي حامي حکومت سر ناسازگاري دارد. با توجه به اتفاقات سال 88 حکومت توان برخورد با معضل بي حجابي را از دست داده و شايد همين امر فرصتي باشد براي يک نافرماني مدني بزرگ که ميتوان ماهيت اقتدارگرايان را به چالش کشيد

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

بازي بچه گانه حکومت براي ترساندن مردم تهران از زلزله

چند روزي است که حکومت با تريبون هاي مختلف سعي در القاي زلزله در شهر تهران را دارد. بازي بچه گانه اي که ميخواهد مردم را از تهران به شهرهاي همجوار فراري دهد. اما دليل اين کار چيست؟ شهر تهران بعد از وقايع انتخابات، کانون اصلي درگيري هاي خياباني در کشور بود و حالا حکومت قصد جابجايي مردم (حداقل 5 ميليون) به شهرهاي کوچکتر را دارد تا شايد کنترل اين شهر بزرگ را در مواقع آشوب زده دردست داشته باشد. رفتاري خنده دار که فقط از جمهوري اسلامي سر مي زند!

۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

نافرماني مدني را با "عدم پرداخت قبض آب" تمرين کنيم

يکي از مواردي که جنبش سبز در طي مسير خود از آن رنج ميبرد عدم هماهنگي مردم در اجراي نافرماني مدني است، ضعفي که حکومت آن را شناسايي کرده و توانسته بر روي همين موج به حيات خود ادامه دهد. ما مي توانيم با عدم پرداخت قبض آب و يا قبوض ديگر، تمريني کرده باشيم براي انجام يک نافرماني مدني بزرگ و به طبع آن تسليم شدن حکومت خودکامه جمهوري اسلامي.

اي کساني که قيام مردم قرقيزستان را نفي مي کنيد، لطفا در خانه هايتان بخزيد و کاري با ما کاري نداشته باشيد

بعد از قيام مردم قرقيزستان بحث هايي در ميان مردم زمزمه مي شود که چرا ما با وجود پتانسيل هاي فراواني که در اختيار داشتيم نتوانستيم براي ضرب و شصت حکومت طي اين 9 ماه کاري انجام بدهيم . و در اين ميان دوستاني هم بودند که با ظاهري روشنفکرانه ميخواهند که همه چيز از دالال ايده آلسيم طي شود و که اظهار نظرهايي داشته اند که قابل تامل است. اين دوستان قيام مردم قرقيزستان را نفي مي کنند و مي خواهند که مردم راه مصالمت آميز را پيشي گرفته و صبر کنند تا شايد فرجي شود. نمي دانم اين عزيزان به ظاهر دمکرات اما عافيت طلب، وقتي که ندا ها و سهراب ها در خيابانهاي ايران غرق در خون شدند کجا بودند، اين دوستان وقتي که صداي ضجه تجاوز به خواهران و برادرانمان در زندانها بلند ميشد کجا بودند؟ اينها وقتيکه جسد تجاوز شده و سوخته موسوي در گوشه جاده پيدا ميشود کجا بودند؟فرياد زندانيان گمنام که براي حيثيت از دست رفته هموطن خود در بند است را مي شنويد؟ اشک مادراني که جگر گوشه هايشان را از دست داده اند نديده اند؟ غارت ميلياردها دلار ثروت اين مردم نگون بخت را فراموشش کرده ايد؟ و هزاران مثال ديگر ... که نوشتن آن شايد در دهها جلد کتاب هم جا نشود. 30 سال زجر و بدبختي دگر بس است. کجاي دنيا مي توان نمونه اين اعمال وحشيانه حکومت را ديد ولي همچنان نظامش بر راس حکومت باشد؟ ندا خواهر من بود و سهراب برادرم. اگر بي غيرتي و بي تعصبي وجودتان را غوطه ور کرده،لطفا در همان گوشه خانه هايتان بخيزد و دنبال منافع و امورات دنيوي خود باشيد و کاري با ما نداشته باشيد تا بتوانيم با تلاشمان از يوق جرثمه اي به نام ولايت فقيه و نظام فاشيستي جمهوري اسلامي رها شويم. حکومت بعد از 9 ماه ثابت کرده که ديوانه اي است که زبان گفتمان را نمي فهمد .حالا اگر شما با اين ديوانه اي که اسلحه هم در دست دارد و خون مردم بيگناه را به زمين ميريزد انتظار برخورد مضالمت آميز با آن را داريد؟ اين را با صداي بلند مي گويم که: زهي خيال باطل ...

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

آيا بالاترين مأمن بيماران رواني شده است؟

چند وقتيه برخي از کاربران که نشان داده اند نيت خيري نداشته و به دنبال اهداف ديگري هستندو سلامت روح و روانشان زيرعلامت سوال است، در سکوت بالاداران محترم با منفي هاي گاها بي جهت(لينک و کامنت)، فضاي بالاترين را تحت تاثير کارهايشان قرار داده اند. به طور مثال در کامنت هايي که قراره محتواي لينک رو نقد و بررسي کنه، شده محل شاخ و شونه کشيدن و زدن حرفهاي بيهوده کاربران قرباني!. از بالاتريني هاي محترم مي خوام که با حفظ خونسردي به اين ماجرا خاتمه بدهند و فضاي بالاترين رو بيشتر از اين غبار آلود نکنند و قضاوت موضوع رو به بالاداران محترم بسپارند. يک لطيفه قديمي هست که : يه بابائی قضاي حاجت داشته ..دستشوئی پيدا نميکنه ميره يه داروخانه ميگه( آقا جان نفت داری؟)..داروخانه چی بروبر نيگاش ميکنه و ميگه نفت؟.. نه بابا جان اینجا داروخانس..نفتمون کجا بود؟..طرف ميگه (ای شاشيدم تو داروخانه ای که نفت نداره!)ميشاشه و ميره..دو روز بعد طرف دوباره داشته از اونجا رد ميشده باز شاشش ميگيره..ميره همون داروخانه ميگه (آقا نفت داری؟)..داروخانه چی ایندفعه ميترسه و ميگه (آره قربونت داريم!)..طرف ميگه(ای شاشيدم به داروخانه ای که نفت داره)باز ميشاشه ميره..يه هفته بعد باز داشته از اونجا رد ميشده باز شاشش ميگيره ..ميره تو داروخانه ميگه (آقا نفت داری؟)..داروخانه چی ميگه (نه آقا جان ..نفت نداريم ..اما.. تو بشاش برو تو چيکار داری ما نفت داريم يا نداريم؟!)..حالا ماجرای این کاربران شده. آقا جان تو بيا و منفي ات رو بده و برو دنبال کارت.